میدانی! امروز یک چیز هایی را حس کردم.
همان چیز هایی را که شنیده بودم .
همان ماجرای { 13+ 300 } نفر را.همان هایی که تو منتظرشان هستی. همان هایی که حالا فکر نمیکنم (فقط حدس است) به تعداد انگشتان دست هم برسند.
دیگر انتظار فقط یک رسم شده. انتظار دیگر انتظار نیست فقط حرف است.انتظار یک بهانه ا برای با هم بودن است بهانه ای برای تمام صحنه های غمبار امروز شهر است.
اشکم نمی آید چن دلم رضا نمی دهد در میلاد حضورت اشک جاری کنم.
امروز خوش گذشت همه دور هم بودیم. همه می گفتیم می خندیدیم بزن و برقص و شادی داشتیم دخترانمون در آغوش پسرانمان او شماره میخاست و دیگری لبخند تحویل او . او ترمز می زد و دیگری با کله شیرجه در ماشین.
خلاصه خیلی خوب بود دیگر تو را فراموش کردیم . دیگر فراموش کردیم امروز میلاد توست و در انتظار مایی . امروز را بدون تو شاد بودیم.
مهدی جان به خدا غریبی. مهدی جان جاری نمیشود (اشک هایم) ، انگار دل من نیز سیاه شده.
فدایت شوم تو چرا چشمانت بارانی است؟ آخر مگر این امت به یادت هستند که در حسرت بازگشت آنان بارانی شدی.
سکوتم را داد میزنم!وای !امروز چه خبر است؟ عروسی مادرت شده که ایگونه سرازیر گشته ای در تشت سرخ آب ، سفید آب؟ نکند ماتیکِ روی لبانت ، منتظر اند؟
مرا ببخش که به تو لقب منتظر را ندادم ؟ تو واقعا منتظری ! و نه در انتظار او! بلکه در انتظار اوممممم!
حضرت آقا مرا عفو کن . کودکم ، زبانم نمیچرخد ولی باید داد بزنم از برای تو در برابر خود من چه میکنم؟ سکوت کرده ام؟
شیعه ی بی دردُ زخمُ بی نمک
بس کن این "یا لیتنی کنا معک"
بگذار از نو شروع کنم:
سلامٌ علی آلِ یس اسَّلام علیکَ یا داعیَ اللهِ وربانیَ آیاتِه
سلام بر آل یاسین اسلام بر تو ای دعوت کننده خلق بسوی خدا و مظهر آیات الهی
من تو را ندید خریدار گشته ام؛ نه بیراه گفته ام! من مظهر تو را در سید علوی حضرت سید علی دیده ام و گرفتارت شده ام. بی سبب نیست که میگویند مانند جدت حضرت ابوتراب غریبی . مظهر تو آسید علی خامنه ای نیز همچو جدش در بین این همه پروانه ی در دورش غریب است. کیست که در سوز عطش شمع بسوزد پرش را؟!
علی در بین آن همه داعیه دار مسلمانی سر در چاه غربت مینالید . سید علی ما حضرت ماه چاه هم ندارد و در غربت خود سرخوش زسبوی غم پنهانی خویش است.
نه که دل ها مرده باشد ، نه! فقط به خوابی عمیق فرو رفته اند این امت+من دنیا فریفته.
ظهور کن!شاید بیدارمان کردی. اما باز هم چشمم آب نمیخورد آمدنت را هم بخاطر تعطیلی روز ظهورت میخواهند.
چشم بسته که حدس نمیزنم دیدم با چشمانم بر روی پارچه ای خیلی شکیل هک شده بود:
روزی خواهد آمد که در تقویم نوشته خواهد شد تعطیل و آن روز سالروز ظهورحضرت مهدی (عج) است.
شورای شهر شهرستان ...
البته این هم ابتکاری بود که ناخواسته نشان داد ما ایرانیان مهدی را نیز برای تعطیلاتش میخواهیم.
همچنان منتظرمان باش ارباب ما با همه جَهلمان ولی دوست داریم، این را مطمئن ام.
و اشهدُ انکَ حجتُ اللهِ انتمً الاولُ والاخرً
و گواهی می دهم که تو حجت خدایی شما اول موجود و آخر هستید.
کلام آخرین برگو ای شاعر بداهه سُرای:
شیعه باید همچو اشعار کمیل
سر نهد برخاک پای اهل بیت
یا پرستد وار در پیش هشام
ترک جان گوید به تصدیق امام
مادر موسی که خود اهل ولاست
جرعه نوش از باده جام بلاست
در تب پژوانگ بانگ الرحیل
می نهد فرزند بر دامان نیل
نیل هم خود شیعه مولای ماست
اکبر اوییم و او لیلای ماست
این سخن کوتاه کردم والسلام
شیعه یعنی تیغ بیرون از نیام
میلادت مبارک آقای من

تبلیغات 



